* سلام
*دیگه یادم نمیآد چه ساعتی،چه روزی قرار ما بود...
دیگه جاهایی که میرفتیم رو به خاطر نمیآرم!
حتی یادم نیست
کدوم نیمکت پارک..... همراه من به حرفات گوش میداد
راستی حرفات هم از یادم رفته!
دیگه نگران سرما و گرما نیستم، آخه نگران تو نیستم!
دیگه.........
جایی خوندم اگر میخوای دروغ بگی،جوری دورغ بگو که خودت هم باورت بشه!
من که باور نکردم! تو چطور؟
(( هق هق ))
بذار بهت بگم که من، دیگه دارم دق میکنم
با یاد خاطراتمون، هر شب هق هق میکنم
بذار بهت بگم که من، حس میکنم آخر رام
با تو تو آسمون بودم ، حالا نمیدونم کجام..........
*آهنگ خاطره ها برای ما خاطره ساز شد و دوستان هم دوست میداشتند. فرصت بده با صدا و ملودی زیبای دوست نازنینی همراه شد و ......
*فقط ممنونم از خدایی که اینروزها خیلی نزدیک بوده و خیلی کمکم کرده و دوستان گلی که فقط میتونم بگم ممنونم از تمام خوبی هاتون و خوشحال از بودنتون.
(( بهاره مکرم ))
نظرات ()سلام
دوست ندارم هر بار در وبلاگ گلایه کنم، اما ظاهراً سکوت یعنی فرصت دادن به کسانی که دنبال موقعیت برای تلخ زبانی هستند.
اینبار سخت پیگیرم.حداقل اجرای قانون جرائم اینترنتی، برای جواب به کسانیکه بی فکر و از روی غرض می نویسند و به خودشون اجازه بی احترامی کردن به اشخاص رو میدن مفید خواهد بود.
ازوب سایتی که ظاهراً ادعای اطلاع رسانی داره اما مقاله ای بی نام و نشان و مهمل در صفحه ی اصلی قرار داده، شکایت کردم و خوشحالم از اینکه شکایتم به نتیجه رسید.امیدوارم این موضوع درسی باشه برای تمامی کسانیکه بی دلیل و بی اطلاع اظهار نظر میکنند.
از دیگر سایت های بی اهمیت گله نمیکنم.حرف دوستانم درست بود،این سایتها با بازدید های سالی یکبار نیاز دارند از اسم دیگران استفاده کنند تا شاید بازدید ها به دو یا سه نفر برسه.اگر اینکار برای شما دلخوشی میآره عیبی نداره این هم هدیه ای از طرف دوستان همترانه و ما!
و اما خبر های خوب:
اینروزها ، روزاهای خوبی برای من بودند.کارهایی که با تمام احساس نوشتم ، وقتی با صدای زیبا و موسیقی دلنشین همراه شدند تمام خستگی رو ازم گرفتند.توضیح بیشتری نمیدم تا زمان انتشار کار.
همکاری با صدا و سیما تجربه خوبی بود.چندین کار با فضاهای جدید و دوستان جدید و البته عزیز. امیدوارم بعد از پخش مورد پسند دوستان قرار بگیره.
و
آهنگ جدید با صدای گرم رضا صادقی به نام ((خدارو چه دیدی)). ترانه ای از ترانه مکرّم و موسیقی زیبای دکتر چراغعلی.
و اینبار برای تنوع با ترانه ای از (( ترانه مکرّم)) به روز میکنم.
((خدا رو چه دیدی))
خدا رو چه دیدی شاید با تو باشم
شاید با نگاهت ازاین غم رها شم
خدا رو چه دیدی شاید غصه رد شد
دلم راه و رسم این عشقو بلد شد
هنوز بیقرارم به یاد نگاهـت
نشستم تو بارون بازم چش براهت
تو ترسی نداری از عشق و جدایی
میخوای پر بگیری به سمت رهـایی
برای تو موندن دلیلــی نداره
واست حرف رفتن شده راه چاره
خدا رو چه دیدی تو شاید بـمونی
شاید غصه هامو تو چشمام بخونی
خدا رو چه دیدی شاید دل سپردی
شاید عشقمونو تو از یاد نبردی....
بهاره مکرم
نظرات ()بهانه نوشتن شدی و حالا….
ساده نوشتم و نفهمیدی
از تو نوشتم و شک کردی!
برای تو نوشتم و تنها شدم
و حالا از تنهایی ها مینویسم ...
زودتر بیا که از شاعر الف مانده!
با خودم قرار گذاشته بودم ترانه ای در وبلاگ ننویسم!که بعد از اعتراض به اجراهای بی اجازه متهم به هیاهو نشم. اما همیشه صفحه سفید وسوسه نوشتن رو چندین برابر میکنه و لطف شما دوستان هم که جای خود داره.
پس فقط چند بیت.......
(( غصه نخور ))
غصه نخور اگه دلم ، دیگه نفس نمیکشه
اینا که تقصیر تو نیست، جواب کار خودشه
غصه نخور اگه دلم، تو بی کسی جون میکنه
غصه نخور که اینروزا ، با یه اشاره میشکنه
چیزی نگو که میدونم ، اینروزا فکر رفتنی
اینو تو چشمات میخونم حالا دیگه دوراز منی...........
(( بهاره مکرم))
نظرات ()1) سلام
2) چند وقت پیش در مقابل آی دی کمی خصوصی ترم نوشتم (( و دوستی هم تاریخ مصرف دارد! )) منظورم به شخص خاصی نبود و فقط بنا به اتفاقاتی که پیش آمده بود نوشته بودم، اما ناگهان پیامها شروع شد. هر دوستی سعی در توجیه نبودها و مسائلی مختلف داشت.
خیلی جالب بود داشتم فکر میکردم چرا باید به دوستان بی توجه باشیم که با یک نوشته انقدر به تقلا بیافتیم!
3) اینجا خواستم ازدوستان خواهش کنم لطفا نقدها،نظرها و حتی پیامهای محبت آمیز را که برای دوستان همکار است و به دلیل بسته بودن کامنتها یا پاسخ ندادن به کامنتها نمیشه در وبلاگ خودشون نوشت ، در وبلاگ من هم ننویسید.مدتهاست به انجمنها سر نزدم و دوستان رو ندیدم. فقط سعی میکنم دوستی که با همکارهایم دارم به همان صورت گذشته نگه دارم و البته از طریق دوری و دوستی (( بنا به مسائلی که این اواخر پیش آمده که خیلی متعجبم کرده ))
4) در سایت بنیاد ترانه مقاله ای خواندم ، اینجا جواب میدهم تا جو سایت بنیاد ترانه متشنج نشود.
دوستی که مقاله رو نوشتید: فکر میکنم شما اطلاعات کاملی ندارید. قدرت یک ترانه سرا در این است که در هر سبک و ژانری بنویسید.نه فقط ترانه های عامیانه، نه فقط ترانه های سنگین و نه فقط رپ بلکه همه سبکها. این بهترین راه برای مانگار شدن است.شما به ترانه های خاصی اشاره کردید و توهین را هم همراه و ممنوع الفعالیتی را هم دلیل شعف خودتون معرفی کردید! فکر نمیکنم کار جالبی باشه اون هم در نبود ترانه سرا برای دفاع.
البته ممنوع الفعالیت شدن هم برای بسیاری از دوستان به تازگی اتفاق افتاده اما برای تنها 3 یا 4 نفر سابقه 2 ساله دارد.در مدت ممنوع الکاری خواهرم و3 دوست دیگرسایر، دوستان نه تنها کمکی نکردند بلکه شیطنتهای زیادی هم برقرار بود! و امروز ظاهرا ممنوع الکاری وجهه شده و همه حتی اگر ممنوع نباشند ادعا میکنند و بعد هم گلایه! نمی دونم چی بگم.
فقط گله من این بود شما که به یک یا دو ترانه ساده و شاد اشاره کردید میتونستید به ترانه های خاص و زیبا و کارهای معروف و البته محبوب دیگر هم اشاره کنید تا ظن غرض ورزی پیش نیآد.
5) مدتها بود نمی نوشتم یا خیلی خصوصی اما شنیدن ملودی زیبا باز هم به نوشتن تشویقم کرد.سخت مشغول هستم با کارهای جدید.امیدوارم بعد از انتشار مورد پسند دوستان خوبم باشه.
6) در آخر هم فقط :
میدونم که خودمو گول میزنم
تو نه عاشقی و نه دلواپسی
نمیدونی که چه جوری میگذره
واسه من این لحظه های بی کسی
نمی دونی که تمام لحظه هام
پخش تکراری حرفای توِ
تو حالا درگیره عشق تازه ای
فکر من! قرار ساعت دوِ........
(( بهاره مکرم ))
نظرات ()سکوت میکنم به احترام ، احترامی که از دست رفت
چشمهایم را میبندم
نه! نمی خوام نبینم ، نمی خوام خودمو به خواب بزنم
فقط میخوام صداها رو بشنوم
و به خودم یاد بدم که
چشمها هم می تونند دروغ بگن ، چشمها هم می تونند.....
اما صدا هنوز هم میلرزه
هنوز هم بعد از یک دروغ بزرگ ، یک آه نه چندان عمیق کشیده میشه و هنوز هم یک عذر خواهی از پیش آماده شده به همراهی دل شکسته میآد.
پس سکوت میکنم و فقط دروغها رو گوش میکنم
چشمهایم را میبندم چون نمی خوام گریه کنم
کجا هستم ، کجا هستی ، یه چیزی بین ما کم شد
دلم هوای عشق داشت ، دلت حوای عالم شد
(( بهاره مکرم ))
نظرات ()